شنبه ۲۵ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

سور بز

آخرین برگ های سور بز اثر ماریو وارگاس یوسا برای من همراه شد با آغاز رویدادهای پس از انتخابات در ایران.
شگفت انگیز است درس تاریخ : ماهیت مشابه تمامی حکومت های تمامیت خواه و سرنوشت یکسان تمامیشان.سور بز برایم بسیار ملموس بود : مردمانی زیر فشار ، حکومتی تک گو و با ادعاهایی بسیار همچون استقلال و ... ، روزنامه هایی دولتی که اخبار و نوشته های شگفت انگیز در همراهی با حکومت می نویسند ، تلویزیونی ملی که پایگاه اصلی دروغپردازی حکومت است ، انواع گوناگون پروژه هایی که اجرا می شوند و مورد ادعای حکومت مبنی بر پیشرفت قرار می گیرند ، نویسندگان ، آزادی خواهان و ... که ناپدید می شوند ، شکنجه می شوند و به شکلهای مشکوک کشته می شوند و .....و در آخر فرومایگانی که بر مسند قدرت نشسته اند.
آری....سور بز داستان زندگی من و تو است ، نه روایت بزرگان و ناچیزگان جمهوری دومینیکن.

چهارشنبه ۲۴ ژوئن ۲۰۰۹

سوگنامه برای ندا

سالهای بسیار بود که نگریسته بودم.اما سیل خون که از دهانت جاری شد ، اشکهای من نیز روان شدند.ندا جان ، دلم گرفته.دلم خیلی برایت گرفته.تو چماقی در دست نداشتی ، فریادی نکشیدی ، دشنامی ندادی ، تنها ایستاده بودی و نگاه می کردی.اما اینان...نمی دانم نامشان را چه بگویم ، بی شرمان ؟نه...ناچیزگان؟نه...واژگان نمی توانند آنها را توصیف کنند...
تو پرواز کردی ندا جان.اما اینان حرمت روحت را نیز نگاه نداشتند و به تو نسبت های ناروا بستند.می دانم ، فرشتگان برایت می گریند...
ندا جان ، عطر نان گرم بی حضور تو در هوا می پیچد ، برف بی رد پای تو آب می شود و نخستین گلها ، بدون نفسهایت در بهار می رویند.رویاهایی هنوز به انتظارت نشسته اند و شهرهایی تو را در کوچه هاشان خواب می بینند...
ایران سیاهپوش توست و خاطره ات در خاک این سرزمین نقش بسته.ماردوشان ناچیزگی خویش را در مرگ تو جستند ، اما آیندگان داورند و بر خون بی گناه تو گواهی خواهند داد.
دوستت خواهیم داشت ، یادت جاودان.

دوشنبه ۱ سپتامبر ۲۰۰۸

Work of the Students- Design 1




نخستين و آخرين تجربه ي تدريس در ايران ؛ دانشگاه آزاد قم.
پيشنهاد تدريس در دانشگاه تهران مركز را رد كردم ،‌ همه چيز در اينجا وانمودي دروغين و دست چندم از واقعيت است ؛ دانشگاه ، استاد ، آموزش ، معماري ...

و تازه به جز اينها ، تنها بندي اضافه مي شد به بندهايي كه مرا به اين سرزمين ويران نگه داشته اند.

چهارشنبه ۱۳ اوت ۲۰۰۸

مارسل بروئر


قرار است مارسل بروئر را نشر خاك به چاپ برساند.آنچه در ادامه مي آيد ، پيشگفتاري است كه براي چاپ نخست آن در نظر گرفته ام . ***

شايد اينكه يك ديوار از گرانيت پوشيده شده ، ساختماني مسكوني دو سطح دارد و سقف يك ساختمان شيبدار است ، مسائل جالب توجهي براي پژوهشگر آثار هنري نباشند.شايد بيش از اينها و پيش از نگاه به اين جزئيات ، پرسش هاي مهمتري روياروي او وجود داشته باشند.ولي به هر شكل اين دست پژوهش ها نيز مي توانند در راستاي ايجاد آشنايي و آگاهي بيشتر به كار روند.رويكرد اين نوشتار ، رويكردي از اين گونه است.
اما هنرمندان باهاوس ؛ كساني كه محيط خشك و بسته ي اروپا فرصت هاي چنداني براي آنها (و ديگر هنرمندان همزمانشان) فراهم نمي كرد.زيبايي آفريناني كه خفقان و سانسور نظام فاشيستي را برنتابيدند.آنها كه كوله بار مهاجرت بر دوش گرفتند و در تبعيد آفريدند.مردان و زناني كه هنر مدرن بي ترديد ديني بزرگ به آنان دارد.مارسل بروئر يكي از آنها بود و اين نوشتار آشنايي كوتاهي است با آثار او.

***

كتاب را به فرشاد فرهي پيشكش كرده ام.يگانه كسي كه در طول سالهاي دانشجويي ، شايسته ي عنوان "استاد" بود.

سه‌شنبه ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

بيانيه ي معماري دادا


آنچه در ادامه مي آيد ، خلاصه ي مقاله اي است كه در حدود سه سال پيش بر روي آن كار كردم و مجله هاي آبادي و توان (نشريه ي كانون مهندسان ايراني مقيم اتريش) در آن زمان آن را براي چاپ مناسب تشخيص ندادند.

***

بيشتر تحليل هايي كه از خانه ي سانتامانيكا همچون هر اثر هنري ديگري انجام گرفته اند ، آن را به عنوان يكي از نخستين نمونه هاي معماري ديكانستراكتيويست معرفي مي كنند.پيش از هر چيز كاستي هاي برگردان اين واژه را يادآور مي شوم و اينكه پس از حدود يك دهه و نيم از گذشت كاربرد اين واژه در زبان پارسي، هنوز برابرنهاد مناسبي براي آن در نظر نگرفته شده است.هر چند شايد نيازي به آن نباشد.توشي هيكو ايزوتسو ، پژوهشگر ژاپني در نامه اي به دريدا از او خواسته بود تا او را در يافتن برابرنهادي ژاپني براي واژه ي ديكانستراكشن ياري دهد.دريدا در پاسخ گفت كه برگردان اين واژه به ژاپني و يا هر زبان ديگر ، لزوما" يك واژه نيست.بلكه آنچه به عنوان اين برگردان در نظر گرفته مي شود ، ( واژه يا واژگان ) مي بايست " همان چيزي را روشن كند كه اين واژه مي گويد." لزوم تاكيد دريدا بر استفاده ازTransportation ( گذار ) به جاي Translation ( برگردان ) در اينجا بيش از هميشه به ديد مي آيد ؛ بودن معنا در چند قدميمان و نرسيدن ما به آن. به همين دليل است كه واژه اي پارسي كه روح ديكانستراكشن را در پيكره اي از واج ها بيان كند ، به دست نمي آيد. شايد از ميان واژگاني همچون شالوده شكني ، فرافكني ، واسازي و ... ، ويران سازي مناسب تر باشد.از سويي كاربرد اينگونه برچسب ها خود مورد چالش است.به ويژه با در نظر داشتن اين كه آنچه به نام معماري ديكانستراكتيويست شناخته مي شود ، چندان نتيجه ي كالبدي مباحث بيان شده در آن به نظر نمي رسد و از سوي ديگر ، ديكانستراكشن روشي است در تحليل متن و نه در آفرينش آن ؛ كه تكيه اش بر نقد و بازبيني در پيش فرض هاي بنيادين فلسفه و نيز دستاوردهاي ساختارگرايي و نشانه شناسي است.به بيان ساده بر اساس نظريات دريدا و ديگران(ژرژ باتاي ، موريس بلانشو ، پل دمان و ...) ، هر متن كه مي خوانيم ، در جريان خواندن شالوده شكني مي شود.يعني بنيان و گستره ي كلام محور آن شكسته مي شود و در جريان خواندن آن ، معناهاي بيشمار آفريده مي شوند.اين معناهاي بيشمار انكار وجود ومعناي يكه و پاياني متن مي باشند.اين را نيز در نظر داشته باشيم كه گري خود پذيراي اين عنوان نيست.او عنوان مي كند كه از ادبيات الهام مي گيرد و به طور ويژه از مارسل پروست نويسنده ي فرانسوي ( و شاهكار او " در جستجوي زمان از دست رفته ") ياد مي كند.در ادامه دلايلي را كه سبب مي شوند خانه ي شخصي فرنك گري را در سانتامانيكا ، اثري دادائيستي بدانيم خواهم آورد.تلاشم در اينجا تنها شكل دادن به خوانشي است از ميان بي شمار امكان و برداشتم ، برداشتي است از ميان اين بي شمارها.
***
گري در خانه ي سانتامانيكا ، الگوواره هاي جديدي آفريد.اما از راهي يكسر متفاوت با آنچه كساني همچون رابرت ونتوري و ديگر پسا مدرن ها و يا گروه نيويورك فايو انجام داده بودند.رويكرد او در فرآيند طراحي و در گزينش و جانشيني عناصر ( نشانه هاي ) اين پروژه ، به دادائيسم ( و از اين رهگذر به سوررئاليسم و كوبيسم ) نزديك است( كلاژ). اين پروژه شايد بيشترين شباهت ساختاري را با اشعار تريستان تزارا - شاعر رومانيايي و عضو گروه دادائيست هاي زوريخ - و نيز ساختارهاي كلاژگونه ي كورت شوويترز ، بنيانگذار دادائيسم هانوور داشته باشد.تزارا اشعار خود را به كمك واژگان بريده شده از روزنامه هاي گوناگون و پراكندن آنها بر روي ميز مي سرود.كلاژهاي شوويترز با زباله هاي خياباني ساخته مي شدند ؛ ته سيگار ، روزنامه ، نخ ، بليط پاره ، سيم و تمام چيزهايي كه توجه او را جلب مي كردند.رويكرد كلاژ گونه ي گري در سانتامانيكا كاملا" روشن است.او خود مي گويد كه تلاش كرده است تا در هر بخش از ساختمان ، معمار ديگري باشد و زبان جديدي را به كار گيرد.به كارگيري مصالح نامتعارف و ارزان قيمت همچون تخته سه لايي ، آسفالت ، توري سيمي ، ورق آهن موجدار و ... كه در مقايسه با مصالح مورد استفاده در آن سالها همچون زباله هايي ناكارآمد به نظر مي رسند ، از اين پروژه ساختي دادائيستي به وجود مي آورد.رنگ ها چندان هماهنگ به نظر نمي رسند ( هماهنگي كيفيتي است كه به طور پيش فرض براي بيشينه ي مردم همچون ويژگي مثبتي پذيرفته شده است) ؛ ديوارها صورتي اند ، بام سبز تيره و دودكش شومينه قرمز است.لوله ها ، درزها و تيرهاي سقف آشكار گذاشته شده اند.لكه هايي بي آنكه دليل ويژه اي در كار باشد ، بر روي برخي از ديوارهاي داخلي وجود دارند.گري همچون هر هنرمند ديگري كه به ارزش هاي قالبي و فرهنگستاني زمان خود پشت كرد ، ارزش هاي پيش فرض در معماري زمان خود را به چالش گرفت و در واقع ارزش هايي به طور كامل متضاد با آنها آفريد. خانه ي سانتا مانيكا در برابر ويلا ساوا قرار مي گيرد.هر آن اندازه كه ويلا ساوا در عين شاعرانگي ، خردگرا به ديده مي آيد ، خانه ي سانتا مانيكا ناخردگراست.گري به ناخودآگاه خود اجازه ي پرواز داده است.از اين رهگذر ، سانتامانيكا به" نوشتار خود به خودي " آندره برتون ، نزديك مي شود.خانه ي سانتا مانيكا ستايشي است از سورئاليسم و دادائيسم.اداي ديني است به اين دو جنبش بزرگ كه تا آن زمان ( و حتي امروز ) معماري وام خود را به آنها نپرداخته بود.
گري به گفته ي خود در مقاله ي " در جستجوي معماري قانون ناپذير" ، در طراحي اين پروژه به دنبال نا – قانون ها بوده است.اينگونه ، خانه ي سانتامانيكا به يكي از مهمترين آثار معماري قرن بيستم تبديل مي شود.رويكردي كه گري آن را در هيچيك از پروژه هاي ديگرش به چنين شكلي دنبال نكرده است.

دوشنبه ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

سوئيني تاد


هاليوود كه از پيشگامان اصلي كيچ (Kitsch )(يا هنر سطحي) است ، هر چند سال يكبار ،‌اثري شايسته ي توجه "توليد" مي كند.كارهايي همچون مظنونين هميشگي ، هفت ، باشگاه مبارزه (fight club) و 21 گرم از اين دست آثارند.يكي از جديدترين اين گونه كارها ، اثر آخر تيم برتون ، سوئيني تاد(2007) است.اثري در ژانري تركيبي.در اين فيلم ژانر هميشه دوست داشتني موزيكال با ژانر تريلر تركيب شده و اثري با رمزگاني جديد آفريده شده است.سوئيني تاد از يك سو ويژگيهاي هر دو ژانر را دارد و از سوي ديگر ، از هر دوي آنها فاصله گرفته است.

و اين همان چيزي است كه هر زيبايي آفريني در جستجوي آن است ؛ شكستن مرزها ، قطعيت ها ، ابر روايت ها ...

جهان از ديد OMA



رم كولهاس در آغاز كتاب – مجله ي Content ، پروژه هاي OMA را در يك فاصله ي زماني 30 ساله (2003-1972)معرفي كرده است.او عنوان فرعي " جهان از ديد OMA " را براي نوشته ي خود برگزيده و پيشامدها ي مهم جهان در اين 30 سال را در هنر و ادبيات ، سياست ، اقتصاد ، ورزش و ... به صورت تيتروار در ادامه ي هم آورده است.در ميان اينها ، پروژه هاي OMA به كوتاهي هر چه تمام تر معرفي شده اند.به اين شكل هر پروژه به يك حادثه تبديل مي شود.
ساختار نوشتاري كولهاس قابل توجه است.يك سطر در يك صفحه جاي نمي گيرد.بلكه درهفت صفحه پي در پي دنبال مي شود و پس از صفحه ي هفتم ، به سطر دوم در صفحه ي نخست بازمي گردد و به همين شكل ادامه مي يابد.جمله ها در صفحه ي آخر مقاله گاه ناتمام مي مانند و معناي خود را نمي رسانند.در پايين صفحه نيز جمله ها به شكل نيمه تمام آمده اند و چنين به نظر مي رسد كه كاغذ براي چاپ نوشته ، كم آمده است.از اينرو شيوه ي نگارش كولهاس به آثار دريدا نزديك مي شود.

هر جا نام كولهاس هست، تفاوت و نوآوري نيز هستي پيدا مي كند.